حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمتآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.
امام (عليه السلام) فرمود: سنگ را به همانجا که از آن آمده بازگردانيد، چرا که شر و بدى را جز با (همان) شر و بدى نمى توان دفع کرد. {1}
امام (عليه السلام) به کاتب خود، عبيدالله بن أبى رافع فرمود: مرکّب دوات خود را با گذاشتن ليقه در آن، تنظيم کن و شکاف نوک قلمت را طولانى نما و ميان سطرها فاصله بينداز و فاصله بين حروف را کم کن که اين به جلوه و زيبايى خط مى افزايد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: من، يعسوب (و پيشواى) مؤمنانم، و مال و ثروت، يعسوب (و پيشواى) بدکاران است. {1} مرحوم سيّد رضى در ذيل اين گفتار حکيمانه مى گويد: معنى اين سخن آن است که مؤمنان از من پيروى مى کنند و بدکاران از مال، همان گونه که زنبوران عسل از يعسوب و رئيس خود پيروى مى کنند. (قالَ الرَّضِيُّ: وَ مَعْنى ذلِکَ أنَّ الْمُؤْمِنينَ يَتَّبِعُونَني، وَ الْفُجّارَ يَتَّبِعُونَ الْمالَ کَما تَتَّبِعُ النَّحْلُ يَعْسُوبَها، وَ هُوَ رَئِيسُها).
بعضى از يهوديان به امام (عليه السلام) گفتند: هنوز پيامبرتان را دفن نکرده بوديد درباره اش اختلاف کرديد! امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود: ما در مورد آنچه از (وصاياى) او رسيده بود اختلاف کرديم، نه درباره خودش؛ اما شما پس از عبور از دريا (و غرق شدن فرعونيان) هنوز پاهايتان خشک نشده بود به پيامبر خود گفتيد: براى ما هم بتى بساز همان گونه که اين قوم (اشاره به بت پرستانى است که مشاهده کردند) بت هايى دارند و موسى به شما گفت: شما مردم نادانى هستيد (که بعد از اين همه معجزات الهى در توحيد شک مى کنيد). {1}
از امام (عليه السلام) سؤال شد: چه چيزى سبب گرديد در ميدان نبرد بر همتايان خود غالب شوى؟ امام (عليه السلام) فرمود: من با هيچ کس روبرو نشدم جز اين که مرا بر ضد خود کمک کرد! {1} شريف رضى مى گويد: امام (عليه السلام) به اين اشاره مى کند که هيبتش در دل ها جاى گرفته بود و مبارزان، مقهور هيبت او مى شدند (و از پاى درمى آمدند). (قَالَ الرَّضِىُّ: يُومِىءُ بِذلِکَ إلى تَمَکُّنِ هَيْبَتِهِ فِي الْقُلُوبِ).
امام (عليه السلام) به فرزندش محمد بن حنفيه فرمود: فرزندم! از فقر براى تو مى ترسم، پس، از آن به خدا پناه ببر، چرا که فقر، هم دين انسان را ناقص مى کند، هم عقل او را مشوش مى سازد و هم مردم را به او و او را به مردم بدبين مى کند. {1}
امام (عليه السلام) به کسى که از آن حضرت مسئله پيچيده اى را پرسيد فرمود: همواره براى کسب آگاهى پرسش کن، نه براى ايجاد زحمت، زيرا جاهلى که در طريق فراگيرى علم گام برمى دارد شبيه به عالم است و عالمى که از بيراهه مى رود شبيه جاهلى است که خود را به زحمت مى افکند. {1}
هنگامى که ابن عباس نظر خود را به عنوان مشاور در محضر امام (عليه السلام) ارائه کرد امام (عليه السلام) با عقيده او موافقت ننمود و فرمود: تو حق دارى نظر مشورتى خود را به من بگويى و من روى آن بينديشم و تصميم نهايى را بگيرم اما اگر با تو مخالفت کردم (و نظر تو را نپذيرفتم) بايد از من اطاعت کنى. {1}
روايت شده است: امام (عليه السلام) هنگامى که از صفين بازمى گشت به وارد کوفه شد و از محله قبيله «شباميان» گذشت. مشاهده فرمود که زنان آن قبيله بر کشتگانشان در صفين گريه مى کنند (امام (عليه السلام) ناراحت شد) در اين هنگام «حرب بن شرحبيل شبامى» که از شخصيت هاى آن قبيله بود خدمت آن حضرت رسيد. امام (عليه السلام) به او فرمود: آيا زنان شما آن گونه که مى شنوم بر شما چيره شده اند؟ آيا آن ها را از اين ناله هاى بلند بازنمى داريد؟ «حرب بن شرحبيل» پياده همراه امام (عليه السلام) حرکت مى کرد در حالى که امام (عليه السلام) سوار بر مرکب بود. امام (عليه السلام) به او فرمود: باز گرد، زيرا پياده حرکت کردن شخصى مانند تو در رکاب مثل من، مايه فتنه و غرور براى والى و ذلت و خوارى براى مؤمن است. {1}
امام (عليه السلام) روز جنگ نهروان هنگامى که از کنار کشتگان خوارج مى گذشت فرمود: بدا به حال شما. به يقين کسى که شما را فريب داد به شما ضرر زد. به امام (عليه السلام) عرض کردند: اى اميرمؤمنان! چه کسى آن ها را فريب داد؟ امام (عليه السلام) فرمود: شيطان گمراه کننده و نفس اماره به سوء. آن ها را به وسيله آرزوها فريفتند، راه گناه را بر آنان گشودند، نويد پيروزى به آن ها دادند و آنان را به سرعت به جهنم فرستادند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: از عصيان خداوند در خلوتگاه ها بپرهيزيد، چرا که شاهد، همان حاکم و دادرس است. {1}
هنگامى که خبر شهادت محمد بن ابى بکر به امام (عليه السلام) رسيد، فرمود: اندوه ما بر او به اندازه شادى شاميان است، زيرا از آن ها دشمنى بزرگ کم شد و از ما دوستى بزرگ. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: عمرى که خداوند در آن با فرزندان آدم اتمام حجت مى کند (و عذرشان را مى پذيرد) شصت سال است (بعد از آن عذرى پذيرفته نيست). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که با توسل به گناه پيروز شود پيروز نيست و کسى که با ستم غلبه کند (درواقع) مغلوب است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: خداوند سبحان قُوت (و نيازهاى) فقرا را در اموال اغنيا واجب و معين کرده است، ازاين رو هيچ فقيرى گرسنه نمى ماند مگر به سبب بهره مندى غنى (و ممانعت او از پرداخت حق فقير) و خداى متعال (روز قيامت) دراين باره از آن ها سؤال و بازخواست مى کند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: بى نياز بودن از عذرخواهى، بهتر از عذر صادقانه و مقبول است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کمترين حقى که خدا بر شما دارد اين است که با استمداد از نعمت هايش او را معصيت نکنيد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: خداوند سبحان طاعت خود را غنيمت زيرکان قرار داده هنگامى که افراد ناتوان (و هوس باز) کوتاهى مى کنند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: سلطان (عادل) پاسدار الهى در زمين اوست. {1}
امام (عليه السلام) درباره صفات مؤمن فرمود: انسان باايمان شادى اش در چهره و اندوهش در درون قلب اوست، سينه اش از هرچيز، گشاده تر و هوس هاى نفسانى اش از هرچيز خوارتر (و تسليم تر) است، از برترى جويى بيزار و از رياکارى متنفر است، اندوهش طولانى و همتش بلند، سکوتش بسيار و تمام وقتش مشغول است، شکرگزار و صبور و بسيار ژرف انديش است و دست حاجت به سوى کسى دراز نمى کند، طبيعتش آسان است (و سختگيرى در کار او نيست) و برخوردش با ديگران توأم با نرمش است، (در برابر حوادث سخت و دشمنان خطرناک) دلش از سنگ خارا محکم تر و سخت تر و (در پيشگاه خدا) از بَرده تسليم تر است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اگر انسان، سرآمد زندگى و عاقبت کار خود را مى ديد، آرزوها و غرورش را دشمن مى شمرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هر انسانى در اموالش دو شريک دارد: وارثان و حوادث! {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که از او درخواستى شده، تا وعده نداده آزاد است (ولى پس از وعده دادن در گرو وعده خويش است و تا به آن وفا نکند آزاد نمى شود)». {1}
امام (عليه السلام) فرمود: آن کس که مردم را (به نيکى ها) فرامى خواند؛ ولى خود به آن عمل نمى کند مانند کماندارى است که با کمان بدون زه مى خواهد تيراندازى کند. {1}