حکمت های نهج البلاغه شامل ۴۸۰ حکمت است که گزیده سخنان حکمتآمیز امیرالمؤمنین علیه السلام ، پندها و نیز پاسخ پرسشها و گفتارهای کوتاه وی آمده است.
امام (عليه السلام) فرمود: اگر خدا در برابر عصيان، تهديد به عذاب نکرده بود باز واجب بود که به پاس نعمت هايش نافرمانى او نشود. {1}
امام (عليه السلام) هنگامى که مى خواست به اشعث بن قيس براى از دست دادن فرزندش تسليت بگويد چنين فرمود: اى اشعث! اگر به سبب از دست دادن پسرت محزون شوى (جاى سرزنش نيست، زيرا) اين به دليل پيوند نَسَب (و مقام پدرى) است و اگر شکيبايى پيشه کنى، خداوند به جاى هر مصيبتى عوضى قرار مى دهد. اى اشعث! اگر صبر کنى، مقدرات الهى بر تو جارى مى شود و پاداش خواهى داشت و اگر بى تابى کنى بازهم مقدرات، مسير خود را طى مى کند؛ ولى تو گناهکار خواهى بود. اى اشعث! فرزندت تو را مسرور ساخت در حالى که سبب آزمايش و فتنه براى تو بود؛ ولى تو را محزون ساخت در حالى که براى تو ثواب و رحمت است (بنابراين نبايد نگران باشى). {1}
امام (عليه السلام) هنگامى که مى خواست رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را به خاک بسپارد در کنار قبر آن حضرت چنين عرضه داشت: صبر و شکيبايى زيباست ولى نه درباره تو و جزع و بى تابى زشت است اما نه براى فراق تو. مصيبت وفات تو بسيار سنگين و هر مصيبتى پيش از تو و بعد از تو در برابر آن کوچک و حقير است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: با احمق معاشرت مکن که کارهاى احمقانه خود را براى تو زيبا جلوه مى دهد و دوست دارد تو هم مثل او باشى. {1}
از امام (عليه السلام) درباره فاصله ميان مشرق و مغرب سؤال کردند. امام (عليه السلام) در پاسخ فرمود: به اندازه مسير يک روز خورشيد است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: دوستانت سه گروهند و دشمنانت نيز سه گروه؛ اما دوستانت: دوست تو و دوست دوستت و دشمن دشمنت و اما دشمنانت: دشمن تو و دشمن دوستت و دوست دشمنت هستند. {1}
امام (عليه السلام) مردى را ديد که بر ضدّ دشمنش سعايت و سخن چينى مى کند، اما از طريقى که به خودش ضرر مى زند. به او فرمود: تو به کسى مى مانى که نيزه بر خود مى زند تا کسى را که پشت سرش سوار شده به قتل برساند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اسباب عبرت، بسيار است ولى عبرت گيرنده کم است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: کسى که در دشمنى با مخالفان افراط کند، آلوده گناه مى شود و کسى که کوتاهى کند بر خود ستم کرده (و حقش ضايع مى گردد) و کسى که در مقام خصومت برآيد نمى تواند حق تقوا را رعايت کند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: گناهى که پس از آن به اندازه دو رکعت نماز مهلت برايم باشد مرا نگران نمى کند چرا که (در اين نماز يا پس از آن، عفو و) عافيت را از خدا مى طلبم (و توبه مى کنم). {1}
از امام (عليه السلام) پرسيدند: خداوند چگونه حساب همه خلق را با آن تعداد بسيار زيادى که دارند مى رسد؟ امام (عليه السلام) فرمود: همان گونه که آن ها را با آن تعداد، روزى مى دهد. (بار ديگر) پرسيدند: چگونه به حساب آن ها رسيدگى مى کند در حالى که او را نمى بينند؟ فرمود: همان گونه که به همه آن ها روزى مى دهد در حالى که او را نمى بينند. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: فرستاده تو نشانه عقل تو و نامه ات گوياترين سخن گوى توست. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: آن کس که به شدت به بلا مبتلاست از کسى که مبتلا نيست ولى در هيچ لحظه ايمن از بلا نمى باشد، محتاج تر به دعا نيست. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: مردم، فرزندان دنيا هستند و کسى را نمى توان به سبب محبت به مادرش سرزنش کرد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: مستمند، فرستاده خداست، کسى که کمک خود را از او دريغ دارد از خدا دريغ داشته و کسى که به او عطا کند به خداوند عطا کرده است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: انسان غيرتمند هرگز زنا نمى کند (زيرا کارى که دوست ندارد ديگران در حق او کنند او در حق ديگران انجام نخواهد داد). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: اجل و سرنوشت قطعى، براى حفظ انسان کافى است (و تا عمر به پايان نرسد هيچ حادثه اى نمى تواند انسان را از پاى درآورد). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: انسان داغدار، خواب و آسايش دارد؛ اما کسى که مالش را ربوده اند خواب ندارد. {1} سيّد رضى (رحمه الله) در تفسير اين کلام شريف مى گويد: مفهومش اين است که انسان ممکن است بر قتل فرزندان خود صبر کند؛ اما درباره اموال ربوده شده اش صبر نخواهد داشت. (قَالَ الرَّضِيُّ: وَمَعْنى ذلِکَ أَنَّهُ يُصْبَرُ عَلى قَتْلِ الاْوْلادِ، وَ لايُصْبَرُ عَلى سَلَبِ الأَمْوالِ).
امام (عليه السلام) فرمود: دوستى در ميان پدران به منزله خويشاوندى در ميان فرزندان است و خويشاوندى، به دوستى نيازمندتر است تا دوستى به خويشاوندى (خويشاوندان زمانى خويشاوند محسوب مى شوند که دوست باشند). {1}
امام (عليه السلام) فرمود: از فراست و گمان افراد باايمان برحذر باشيد، زيرا خدا حق را بر زبان (و فکر) آن ها قرار داده است. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: هيچ کس در ادعاى ايمان، صادق نيست مگر اين که به آنچه نزد خداست (از پاداش هاى مادى و معنوى) نسبت به آنچه نزد خودش هست مطمئن تر باشد (تا جايى که آنچه را دارد سخاوتمندانه مى دهد تا عوضش را از خدا بگيرد). {1}
هنگامى که امام (عليه السلام) وارد بصره شد انس بن مالک را خواست تا نزد طلحه و زبير برود و آنچه را که از پيامبر (صلي الله عليه و آله) درباره آن ها شنيده بود (منظور پيشگويى پيغمبر (صلي الله عليه و آله) درباره ظلم آن ها به على (عليه السلام) است) به آن ها يادآورى کند (تا از مخالفت خود با على (عليه السلام) خوددارى کنند). انس از اين مأموريت سرپيچى کرد و به نزد امام (عليه السلام) برگشت و گفت: من آن را فراموش کرده ام. امام (عليه السلام) فرمود: اگر دروغ مى گويى خدا تو را به سفيدى آشکارى (پيسى) مبتلا کند آن گونه که حتى عمامه نتواند آن را بپوشاند. {1} سيّد رضى مى گويد: منظور امام (عليه السلام) بيمارى برص است و چيزى نگذشت که لکه هاى سفيد برص در سر و صورت او نمايان گشت و از آن پس هيچ کس او را بى نقاب نمى ديد. (قالَ الرَّضِيُّ: يَعْنِي الْبَرَصَ، فَأَصابَ أَنَسآ هذَا الدّاءُ فيما بَعْدُ في وَجْهِهِ، فَکانَ لا يُرى إلّا مُبَرْقَعآ).
امام (عليه السلام) فرمود: دل ها (ى انسان ها) گاه روى مى آورد (و پرنشاط است) و گاه پشت مى کند (و بى نشاط است) آن گاه که روى مى آورد آن را به انجام نوافل و مستحبات نيز وادار سازيد و آن گاه که پشت مى کند و بى نشاط است تنها به انجام فرائض و واجبات قناعت کنيد. {1}
امام (عليه السلام) فرمود: در قرآن، اخبار پيشينيان و حوادث آينده و حکم و دستور مربوط به شما آمده است. {1}